هدف بلند و سخت کوشی خیلی زیاد!

هدف طولانی و کار زیاد

یه داستان جالبی رو  که نمی دونم واقعیه یا فقط جنب آموزشی داره، در مورد هدف بلند و سخت کوشیه یک استاد بزرگه!

یک نفری که وضعیت مالی خیلی ضعیفی داشت، با خودش گفت من تمام جون و عمرم رو برای درس خوندن می زارم. و با همین عقیده شروع کرد به درس خوندن. تا نیمه های شب میرفت زیر نور چراغ کوچه و درس می خوند. اگر پولی دستش میامد غذای خوبی نمی خورد و همش رو بالای کتاب ها می داد و می گفت من باید بهترین دانمشند بشم. روزهای تحصیل رو با غذاهای خیلی یکنواخت و ساده (در حد نون و پنیر و نیمرو) گذروند. تا دانشگاه قبول شد. بهترین دانشگاه! تا اونجا که تونست پول هاشو بازم ذخیره کرد و کتاب های مختلف خرید و سمینارهای مختلف رفت و تمام زندگیش رو برای هدف بلند مدتش گذاشت. وقتی بعد از گرفتن مدرک دانشگاه، کار و تجارت رو شروع کرد، به درآمد خیلی بالایی رسید، و می توانست هرچی می خواد بخره و بخورره، گرون ترین غذاها در بهترین رستوران ها. فقط یک مشکل کوچیک (یا بزرگ) بود. اینکه بخاطر غذاهایی که نخورده بود و فشارهای خیلی خیلی زیادی که به بدنش آورده بود، دیگه نمی تونست غذاهای زیاد یا چرب یا قندی یا … بخوره. فقط غذاهای گیاهی ساده!

اینکه ارزششو داشت یا نه رو شما باید بگید. ولی نظر من اینه که علاوه بر انجام برنامه ریزی برای اهداف آینده، زمان حال رو هم باید درک کنیم. از کجا معلوم تا کی زنده می مونیم و تا کی سلامت انجام بعضی از کارها رو داریم؟ اگر یکم هدف رو منطقی تر بچینیم و زمان رسیدن بهش رو مدیریت کنیم، “تعادل” رو برقرار کردیم. بهتره یکم با کمال گرایی منفی خداحافظی کنیم و از زمان محدود زندگی، بهترین استفاده رو بکنیم.

تجربه از گذشته، زندگی در حال، و برنامه ریزی های کوتاه مدت که یک هدف بلند مدت مناسب داشته باشیم. پول هدفی هست که نامناسبه. زندگی کردن هدفیه که مناسبه. البته هر کس انتخابی داره!

م. شیخی

→ خواندن مطلب قبلی

اوج قدرت

خواندن مطلب بعدی ←

ویژگی یک قهرمان

نوشتن نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *