مسیر پر پیچ و خم

مسیر پر پیچ و خم

روزی پسری با پدرش سوار ماشین بود و در جاده ای پر از پیچ و خم در حرکت بودند که ناگهان کنترل ماشین از دست پدرش خارج میشه و ماشین تصادف می کنه و به دره سقوط می کنه.

پدر درجا فوت می کنه ولی پسر رو گروه های امداد نجات میدن و به بیمارستان منتقل میکنند.رییس بیمارستان برای بررسی وضعیت کودک تصادفی به ملاقتش میره و در کمال تعجب متوجه میشه که کودک پسر خودشه!!!

سوال:<<اگر پدر این کودک در تصادف فوت کرده ،پس رئیس بیمارستان کیه !؟>>

ازتون میخوام چند لحظه به این سوال فکر کنید و بعد ادامه رو بخونید .

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭﯼ ﭼﻨﮓ می‌زنه ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺭه. ﺁﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﺋﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ممکنه ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﺎﺷه!؟

مغز ما در لحظه با حجم زیادی از اطلاعات روبه‌روست و باید بتونه آن‌ها را به سرعت و با کمترین مصرف انرژی، درک و تحلیل کنه. غیرممکنه که مغز ببتونه تک‌تک انسان‌ها را جداگانه و بر اساس اطلاعاتی که از آن‌ها دریافت می‌کنه، تحلیل کنه. میان‌بُری که مغز در این‌جا استفاده می‌کنه، تکنیک طبقه‌بندی هستش . ما انسان‌ها را به شیوه‌های مختلف طبقه‌بندی می‌کنیم و بعد از این‌که متوجه شدیم هر فردی به چه گروه‌ها و دسته‌ها تعلق داره، پیش‌داوری‌هایی را که درباره‌ی آن گروه‌ها داریم به آن فرد نسبت می‌دیم .

تفکر قالبی

ﺍﮔﺮ ﺗﻔﮑﺮ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻭﺟﻮﺩ نداشت ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ جواب ﺩﺭﺳﺖ می‌دادیم. ﺑﻠﻪ ﺭﺋﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﻮﺩ. ﻣﮕه ﻓﻘﻂ ﻣﺮﺩ می‌تونه ﺭﺋﯿﺲ ﺑﺎﺷه!؟

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺳﯿﺮ ﺗﻔﮑﺮﺍﺕ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺗﻔﮑﺮ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ، در ‌هر زمینه‌اى می‌تونه باشه. پس بهتره از امروز قبل از هرپیش داوری در باره کسی مراقبت تفکر قالبی خود باشیم…

زندگی یک مسیر پر پیچ و خمه که ما نمیدونیم کی به پیچ بعدی می رسیم یا الان کجای مسیر هستیم. پس باید تا می تونیم از این مسیر لذت ببریم .

س. سطانی

→ خواندن مطلب قبلی

خدایا شکرت،به هزار و یک دلیل

خواندن مطلب بعدی ←

کسب و کار سنتی یا اینترنتی؟

نوشتن نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *