سکو

success

در یکی از روستاها کشاورزی زندگی می کرد که اسب پیری داشت؛ از بد روزگار یک روز، اسب به درون یک چاه عمیق افتاد.

کشاورز هر چه سعی کرد، نتوانست اسب را از درون چاه بیرون بیاورد! تصمیم گرفت برای این که حیوان بیچاره بیشتر زجر نکشد، چاه را با خاک پر کند تا زودتر اسب بمیرد و مرگ تدریجی او را عذاب ندهد.

هر بار که با سطل روی سر اسب خاک می ریخت، اسب خاک ها را می تکاند و زیر پایش می ریخت!

کشاورز همین طور بر سر اسب خاک می ریخت و او هم خاک ها را زیر پایش می گذاشت و بالا می آمد تا این که به لب چاه رسید و از آن خارج شد.

مشکلات نیز همانند خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم:

یا زنده به گور شویم یا از آن ها سکویی بسازیم برای صعود.

حل هر مشکل می تواند برای ما حکم یک پله داشته باشد، اما انتخاب اینکه مشکلات را می توان حل کرد، با ماست.

یک الگوریتم ساده وجود دارد، اگر مشکلی پیش آمد 2 راه داری. اول، اگر میتوانی کاری بکنی برای حلش، انجام بده. دوم نمی توانی کاری بکنی. در راه حل اول کار را انجام بده و تمام، در راه دوم که نمی توانی کاری انجام دهی، تمام!!! همین…

وقتی مشورت انجام شده، تلاش انجام شده، تمام راه حل ها بررسی شده، و سعی و خطا بسیار انجام شده، خوب نمی توان کاری کرد. توکل به خدا و ادامه زندگی هنوز در دسترس است.

پ.ن: اسب یک مثال در داستان است، به خود نگیرید!

0 مورد نقد و بررسی

م. شیخی

→ خواندن مطلب قبلی

وارن بافت

خواندن مطلب بعدی ←

آموزش چیست؟

یک مورد نظر

  • عالیییی بود
    باز هم از این مدل مثال ها و داستان ها مطلب بگذارید لطفا

نوشتن نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *