بهترین خیاط!

خیاط

تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند…همیشه با هم بحث میکردند که کدام بهتر هستند… تا بالاخره یک روز، اولین خیاط یه تابلو بزرگ بالای مغازه اش نصب کرد. روی تابلو نوشته بود “بهترین خیاط شهر”
دومین خیاط هم از روی لجبازی روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت “بهترین خیاط کشور”.
سومین خیاط که خیلی عصبانی بود، نوشت “بهترین خیاط دنیا“،

چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد فکری کرد و روی یک برگه کوچک با یه خط معمولی نوشت “بهترین خیاط این کوچه”.

قرار نیست دنیایمان را آنقدر بزرگ کنیم که در آن گم شویم و نتوانیم جایی که الان در آن زندگی می کنیم را فراموش کنیم، ما میتوانیم در همان دنیایی که هستیم، آدم بزرگی باشیم، همان یک کوچه.

بیاییم دست از بزرگ نمایی های کاذب برداریم و دنیامان را کم کم بزرگ کنیم.

حتی اگر بهترین خیاط دنیا هم باشیم، نمی توانیم برای تمام دنیا خیاطی کنیم، می توانیم کسانی را با نام خود آموزش دهیم و سفیران خود در جهان کنیم. هم ناممان جاودانه می ماند هم کارمان جهانی می شود.

اولین قدم، بهترین خیاط کوچه خود باشیم! 🙂

 

1 مورد نقد و بررسی

ع. فراحمی - hfaraasal@gmail.com
5

مهمان

متن بسیار عالی و جالبی بود ممنون

م. شیخی

→ خواندن مطلب قبلی

شادی رو دنبال نکن!

خواندن مطلب بعدی ←

ویژگی های یک خانواده شاد و صمیمی

نوشتن نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *