ازدواج یا ازدواج!

ازدواج

تا حالا با خودتون به این فکر کردید که ازدواج چه اصولی داره؟! آیا عشق و علاقه ، پول و ثروت و غیره هر یک به تنهایی میتونن عامل خوشبختی دو انسان در کنار هم باشن؟ اخیراً داشتم به داستان ازدواج های امروزی نگاه میکردم و جز تعداد محدودی که مستثنا بودن باقی دخترها و پسرها رو درگیر کلاف سردرگمی به نام ازدواج دیدیم… اکثر زوج های جوان حتی زوج های جوان تحصیلکرده ی جامعه ی ما، این روزها برای رسیدن به هم درگیر مسائلی بسیار کوته فکرانه میشن که وقتی از بیرون به ازدواجشون نگاه میکنی تعجب میکنی. فشار خانواده ها برای برگزاری تمام مراسم ها، مهریه های سنگین، توقعات بیجای خانواده ها از پسران، چشم و هم چشمی برای تهیه جهاز، مسابقه بین خانواده ها برای هدایا و جواهرات گرانبها و… همه و همه جوانان ما رو به سمتی سوق میدن که نه تنها کلا مساله ای به نام عشق و علاقه رو فراموش میکنن بلکه اصلا به شناخت و اخلاق ذره ای هم توجه نمیکنن… و در کمال تأسف شاهد این هستیم که دوام ازدواج ها کم و آمار طلاق شوکه کننده است. کاش بیایم و ببینیم چه اتفاقی افتاده که ما به این نقطه رسیدیم.

ازدواج

عوامل مختلفی در ایجاد این مسائل موثر هست که خوبه با نگاهی شفاف تر بررسیشون کنیم. سوال اینکه واقعاً چه اتفاقی افتاده؟!

اگر به فرهنگ رایج در اجتماع امروزمون نگاهی بندازیم میبینیم که نه در تمام سطح جامعه اما در بخش عمده ای از اون دچار یک جهش ناخوشایند شدیم… مثل یک جهش ژنتیکی ناخواسته و نامطلوب. که این اتفاق برخواسته از خوراک فرهنگی ای هست که این جامعه مصرف میکنه! شبکه های اجتماعی، قاب رنگین و خندانی که غالب مردم از زندگیشون با ما به اشتراک میگذارن ( واینکه ما نمیدونیم که پشت صحنه ی عکس به اشتراک گذاشته شده چه دنیایی وجود داره) و تأکید جامعه بر برتری ثروت و پول بر شعور و شخصیت!، فرهنگ و زندگی شخصیت های مطرح شبکه های مجازی (شاخ های مجازی)، سریال های تجمل گرایی خارجی(به خصوص ترکیه ای و متاسفانه اخیرا ایرانی!) که پاشون به خونه های ما باز شده، چشم و هم چشمی و رقابت بین خانواده ها بر سر برتری جویی مادی،دور شدن از مطالعه و یادگیری صحیح و در عوض روی آوردن به اطلاعات، دانش و اخبار سطحی، احساس کمبود توجه و تنهایی ناشی از عدم علاقه به آنچه هستیم و در عوض ظاهرگرایی و تمایل به تغییرات بی دلیل در ظاهر(چه فیزیکی و چه پوشش) فقط بر اساس معیاری پوچ به نام (مد)، کمرنگ شدن معیاری مقدس به نام(ایمان) و روی آوردن به مسائلی چون فال و پیشگویی، عقده های شخصیتی پاسخ داده نشده ی انسان ها در دوران تجرد، عدم بلوغ ازدواج و هزاران علت مشابه همگی باعث شده که تفکرات مادی گرا و انسان ستیز در عمق و ریشه ی خانواده ها(مادر و پدرها) به وجود بیاد.

جای تعجب بسیار هست که امروزه (جز بخش خاص و فرهیخته ی جامعه) این پدران و مادران هستن که بی توجه به اهمیت ازدواج معیار رو برای فرزندانشون پول، پول، پول و پول می دونن…

این روزها ازدواج و خوشبختی دو معنای کاملاً متفاوت برای دو قشر کاملاً متفاوت پیدا کرده. اول کسانی که ازدواج و خوشبختی رو در تعداد سکه های مهریه ، جواهرات چشم درآر!، مراسمات پرهزینه، جهیزیه ی شاهانه، مسکن شیک و گران، ماشین مدل بالا ،ماه عسل لاچکری خارج از کشور و ازین دست چیزها میدونن و دسته ی دوم جوان هایی که سودای زندگی و ازدواج ساده، آرام ، کم هزینه ، آسان، شیرین، همراه با شناخت و علاقه، پایدار و سازگار رو در سر دارن که اگر خدا باهاشون یار باشه خانواده ی همدل و همراه دارن و اگر نه باید هفت خوان رستم رو بگذرونن تا یا ایده های ناب و زیبا و انسانیشون رو به کرسی بنشونن و یا اسیر خواسته های نابجای خانواده بشن…

حالا چه کاری از ما برمیاد؟ چه کار میتونیم انجام بدیم تا این زنجیر شکسته بشه؟

ساز خودمون رو کوک کنیم! بله گاهی باید واقعاً ساز خودمون رو کوک کنیم و بنوازیم… آهنگ سادگی، غیرمادی بودن و ارزشمند بودن این پیمان مقدس رو به گوش آدما برسونیم و اونقدر پایدار بنوازیم تا این آوای زیبا به دل و جون همه ی آدمها بشینه. منتظر این نباشیم که فرهنگی غریب و نامأنوس به زندگی ما جهت بده بلکه خودمون فرهنگ سازی کنیم و این فرهنگ رو سینه به سینه به فرزندانمون انتقال بدیم و به اونها هم یاد بدیم که فرهنگ زندگیشون رو بر اساس معنا و مفهوم حقیقی زندگی ارتقا بدن و همه چیز رو در گروی ظواهر و مادیات نبینن. کتاب بخونیم، دانشمون رو بالا ببریم، سازش و تحمل رو در زندگی یاد بگیریم، خودخواهی رو کنار بذاریم ، دست از من بودن برداریم و بتونیم ما باشیم، تیم سازی رو یاد بگیریم و بدونیم که ازدواج یعنی یه تیم دو نفره تشکیل دادن،معنای سازش رو با درجا زدن اشتباه نگیریم! یعنی با سادگی زندگی مشترکمون رو شروع کنیم اما با هم تلاش کنیم و به دست بیاریم و بسازیم و هر روز پیشرفت کنیم و از دستاوردهای مشترکمون لذت ببریم( بجای اینکه نداشته های دوران مجردیمونو از یه آدم جدید درخواست کنیم و پاهامونو رو هم بندازیم و هیچ تلاشی حتی به لحاظ معنوی و روحی انجام ندیم…)

خلاصه اینکه خوشبختی به زرق و برق میلیاردی سالن عروسی و دنباله ی لباس عروس سنگ دوزی شده و … نیست.(اینا قشنگن اگر پشتش ایمان و شناخت و عشق سالم باشه!) اما لزوماً خوشبختی احتیاج به این مسائل نداره، خوشبختی یعنی تفاهم، همراهی، خوشی های دونفره، رفاه کافی و تلاش مداوم برای رشد(یادمون نره تنبلی هم خوب نیست اما دونفری با هم بسازیم و رشد کنیم)، خوشبختی یعنی بلوغ اجتماعی و فرهنگی.

امیدوارم همه ی دختران و پسران سرزمینم ازدواجی سالم، آسان، همراه با شناخت، به دور از چشم و هم چشمی و فخر فروشی داشته باشن و در عوض زندگی پایدار، با برکت، رو به رشد و شاد رو بسازن.

تحریریه مثبت نوش

ازدواج

0 مورد نقد و بررسی

ع. فراحمی

→ خواندن مطلب قبلی

خنده کودکانه!

خواندن مطلب بعدی ←

روزی ۸۶۴۰۰ دلار!

یک مورد نظر

  • بسیار بسیار عالی…

نوشتن نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *